Get notified when the subtitle is added to this movie

Request Subtitle

Thank you

You'll receive an email when the subtitle is added to this movie

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Do you need subtitles to watch Iranian Movies? Yes No
Watch 1000s of FREE
Iranian Movies
Create your own
Watch later list

Thirst - Atash - عطش

Thirst - Atash - عطش

A trio of misfits - a hoodlum, a master of disguise, and a thief join forces to perform one of the biggest and most daring heists of their lives. The place? One of the most important hotels located right in the heart of Tehran. If they miss even the smallest detail in their plan, their mission will come to a halt and they will pay for it with their lives. 'Thirst' is a grippingly unique take on the heist format, full of heart-stopping thrills.

فیلم عطش با بازی بهران رادان در مورد نادر است که از زندان آزاد شده و برای اجرای نقشه دزدی اط لا فروشی مدو نفر خبره در امر باز کردن گاوصندوق و الکترونیک را پیدا کرده و این گروه سه نفری نقشه شان را با مهارت اجرا می کنند اما...

Nader is released after 5 years in jail, but soon is tempted to rob a jewelry shop along with an old acquaintance of him. He doesn't accept at first and wants to have a peaceful life with his wife, Soudabeh, but he agrees once he finds out that the shop belongs to Saeed Zebel, the same person who was responsible for his imprisonment . To assmble a team, he first goes to visit Ashkan, who agrees because he needs money in order to buy a house and get married. The next person is Ashkan's friend, Kourosh, who is an electrician . The shop is located under Tehran's Grand Hotel; they create a fire in the hotel,so they are able to go into the room above the shop and carry out their plan successfully. After they leave the hotel with the bag full of jewelry, Ashkan has an asthma attack and Nader goes to the pharmacy to get his medicine. However, this attack was his ruse to leave Nader, and escape with Kourosh and take all the jewelry. Ashkan then handcuffs Kourosh to the steering wheel and takes the bag. Nader and Kourosh go after Ashkan and go through a struggle upon finding him, during which the bag is passed around many times. Kourosh is thrown from a building while escaping and dies. Nader who was supposed to meet Soudabeh at the railroad station is killed just before he can get on the train by a killer who was hired by the same acquaintance who had proposed the robbery. Ashkan who believes to be the winner and can take the money, is also killed by the same man and eventually the money goes to the one who had originally made the proposition of robbery.

نادر بعد از پنج سال تحمل زندان، آزاد می شود اما به واسطه یکی از آشنایان قدیمی به انجام یک سرقت از جواهرفروشی ترغیب می شود. نادر ابتدا مایل به این کار نیست و قصد دارد تا با همسرش سودابه، زندگی آرامی را پیگیر باشد، امّا وقتی متوجه می شود جواهرفروشی متعلق به سعید زبل، همان کسی که باعث زندانی شدن او شده، پیشنهاد را می پذیرد. نادر برای تشکیل گروه سرقت، ابتدا به دیدار اشکان میرود. او جوان آس و پاسی است که برای خرید خانه و ازدواج نیاز به پول دارد و نهایتاً نیز راضی به این کار میشود.نفر بعدی گروه، کوروش دوست اشکان است که متخصص کارهای الکترونیکی است. آن سه نقشه ای را که نادر طراحی کرده به اجرا میگذارند. جواهرفروشی زیر هتل بزرگ تهران قرار دارد آنها با ترفندی در هتل ایجاد حریق می کنند و با استفاده از اغتشاش به وجود آمده و عملیات گروه اطفای حریق، به اتاق روی جواهرفروشی راه پیدا کرده و سرقت را با موفقیت انجام میدهند. نادر، اشکان و کوروش پس از گریز از محل سرقت، با حال بد اشکان روبرو می شوند، نادر برای تهیه اسپری آسم به داروخانه میرود. اشکان که تظاهر کرده است به همراه کوروش، نادر را جا گذارده و با ساک جواهرات و پول می گریزند.کمی بعد،اشکان و کوروش با هم درگیر می شوند. اشکان کوروش را با دستبند به فرمان اتومبیل می بندد و با ساک جواهرات و پول به سراغ همسرش میرود.
نادر و کوروش به جستجوی اشکان می روند و سرانجام او را پیدا می کنند و همه با هم درگیر می شوند. در یک نزاع طولانی، ساک پول و جواهرات چندبار دست به دست می شود. کوروش در حال فرار از ساختمان پرت شده و می میرد.نادر که با همسرش سودابه در ایستگاه راه آهن قرار گذاشته، در آخرین لحظه سوار شدن به قطار با شلیک گلوله دست نشانده همان دوست قدیمی که پیشنهاد این سرقت را به او کرده، کشته می شود. در واقع این اشکان است که نادر را لو داده و در آخرین لحظه در حالی که یقین دارد پیروز این واقعه است توسط همان مرد دست نشانده کشته می شود و نهایتاً جواهرات و پول سرقت شده به مردی که سفارش سرقت را داده، میرسد.