Get notified when the subtitle is added to this movie

Request Subtitle

Thank you

You'll receive an email when the subtitle is added to this movie

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Do you need subtitles to watch Iranian Movies? Yes No
Watch 1000s of FREE
Iranian Movies
Create your own
Watch later list

Top of the Tower - Noke Borj - نوک برج

Top of the Tower - Noke Borj - نوک برج

Subtitles: English, Arabic, German and +20 more languages


Top of the Tower - Noke Borj - نوک برج
Rating
4

When Omid is seen on top of his father's construction project, his message is very clear. He is in love with the high-born Shima, and he will give his family a week to get her sister to sign a contract allowing him to marry her, or else he will jump. His brother, the chief engineer of the project, sets about trying to secure the sister's permission, a task that seems nigh-on impossible. Top of the Tower is a heartwarming romantic comedy about the lengths people will go to for the ones they love.

Rezvani, the director of a housing cooperative, is demanded by the shareholders to fire Farid Sadri, the contractor and the supervisor of the high-rise towers construction project, who could not manage to bring the construction process to an end on the due time, and find someone else to substitute him. Meanwhile, Rezvani is struggling with a woman named Dr. Leila. She has the custody of her sister, Shima, with whom Rezvani’s son, Amir, is in love. Amir has proposed Shima for four times, but each time her sister has strongly rejected him. Rezvani, despite his own wish and only because of the shareholders’ insistence, has to find a replacement for Farid Sadri. Amir, being a friend of Farid, opposes his father. He believes in Farid and advocates him firmly… Rezvani, being already mad at his son, treats him harshly and insults him in front of his office, where a group of people have gathered. They start the debate on Amir’s marriage with Shima, and there, Amir’s father declares that he would not take any measures for his son’s marriage anymore. Amir, who has been insulted and has lost the hope of being with his love, goes to the highest point of one of the towers. He wants to throw himself down; however, others arrive and try to dissuade him from his intention. Rezvani also asks Farid to prevent Amir from committing suicide. Amir gives his father five days and says that he would stay there and would not come down unless his father makes Leila consent to their marriage. If his father could not manage the marriage, Amir will throw himself down from that tower. Under these conditions, the issue of finding a replacement for Farid is not considered as an important one anymore. Thereby, Farid cannot help but to get close to Shima’s strict sister. He has to convince her to consent to Amir and Shima’s marriage. So he starts visiting Dr. Leila over and over. Then, Farid, gradually and unknowingly, falls for Leila. His love overshadows the issue of Amir and Shima’s marriage. By getting close to the deadline, Leila notices Farid’s affections toward herself. Despite that, her earnest personality makes her send Farid away. In her solitude, Leila finds out that she has fallen for Farid as well, and Farid has made her notice her surrounding people more and socialize with them better. Therefore, Leila goes after Farid. By the end of the deadline, while Amir has withdrawn his intention and has come down from the tower, it is Farid and Leila who find their soul mates and get married to each other. Nevertheless, the state of Amir and Shima’s marriage is still unknown; although it seems that the two families are not as strict as they used to be toward their marriage. Meanwhile, the shareholders, having noticed the greedy dealers’ working approach, are no longer willing to replace Farid, and they want him to finish the construction of the towers.

«رضوانی» رئیس تعاونی مسکن، از سوی سرمایه گذاران تعاونی تحت فشار قرار گرفته تا «فرید صدری» مهندس ناظر و پیمانکار ساخت برج های بلندمرتبه این تعاونی را به جهت آن که نتوانسته در موعد تعیین شده، برج را حاضر کند، کنار گذارده و شخص دیگری را که بتواند، سریعتر این کار را انجام دهد جایگزین سازد...
در همین حال رضوانی، درگیر کج خلقی و بداخلاقی های دکتر لیلا سرپرست خواهرش «شیما»ست که مورد علاقه پسرش «امیر» می باشد و چهار بار مراجعه آن ها برای خواستگاری «شیما» با مخالفت سرسختانه او مواجه شده است...
«رضوانی» که علیرغم میلش، به خاطر فشارهای سرمایه گذاران، در تنگا و اجبار انتخاب فرد دیگری است با اعتراض «امیر» که رابطه دوستانه ای با فرید دارد - مواجه می شود. امیر به فرید معتقد است و با شدت از او حمایت می کند...
رضوانی که دل پری از امیر دارد مقابل جمعی که در دفتر حضور دارند برخوردی تند و تحقیرآمیز با امیر می کند و بحث به ازدواج امیر و شیما هم کشیده شده، رضوانی می گوید دیگر او هیچ اقدامی در جهت این ازدواج انجام نخواهد داد. امیر که تحقیر شده است و آینده عشق خود را نیز از دست رفته می داند بالای یکی از برج ها رفته و تصمیم می گیرد تا خودش را پرت کند اما بقیه از راه می رسند و تلاش برای منصرف کردن او شروع می شود...
رضوانی از فرید می خواهد تا مانع تصمیم پسرش شود. امیر مهلتی پنج روزه تعیین کرده و اعلام می کند که در این مدت بالای برج می ماند و اگر در این فاصله فرید بتواند رضایت لیلا را بگیرد، او پایین خواهد آمد و الا خودش را از برج به پایین پرت میکند...
اخراج فرید فراموش می شود و او ناخواسته در شرایطی قرار می گیرد که مجبور است به خواهر سختگیر شیما نزدیک شود و او را متقاعد کند که با ازدواج شیما و امیر موافقت نماید و این شروع ماجراهای پی در پی و متوالی دیدارش با خانم دکتر است... رفته رفته فرید بدون این که خودش متوجه باشد به خانم دکتر علاقه مند می شود و در سیر علاقه اش به لیلا، موضوع امیر و شیما تحت الشعاع قرار میگیرد! در آخرین روزها از مهلت باقی مانده خانم دکتر متوجه این علاقه می شود اما روحیه سختگیرانه اش باعث می شود که فرید را از خود براند...
خانم دکتر لیلا در تنهایی می فهمد که او نیز دلبسته فرید شده است و فرید باعث شده که بهتر و بیشتر، اطرافیان و آدم های دور و برش را ببیند و ارتباط بهتری با آنها برقرار کند. لذا لیلا به جست و جوی فرید می رود و در پایان مهلت پنج روزه، در شرایطی که امیر از بالای برج پایین آمده است. این فرید و لیلا هستند که گم شده خود را پیدا کرده و باهم ازدواج می کنند. اما کماکان وضعیت امیر و شیما نامعلوم است ! هرچند که به نظر می رسد شرایط سختگیرانه دو خانواده در مورد آن ها کمتر شده است و سرمایه گذاران نیز در غیاب فرید، که نحوه کار بساز بفروش طماع را دیده اند، علاقه مند هستند تا همچنان فرید، کار ساخت و ساز برج ها را به انتها برساند.