Get notified when the subtitle is added to this movie

Request Subtitle

Thank you

You'll receive an email when the subtitle is added to this movie

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Do you need subtitles to watch Iranian Movies? Yes No
Watch 1000s of FREE
Iranian Movies
Create your own
Watch later list

The Journey of the Stone - Safare Sang - سفر سنگ

The Journey of the Stone - Safare Sang - سفر سنگ


The Journey of the Stone - Safare Sang - سفر سنگ
Rating
8

The lord of the village owns the only windmill and makes people work for him. He also prevents building another windmill for the people's profit. The people have carved and prepared a huge stone for a windmill but the lord's men do not let them move it. When a passerby enters the village and tries to awaken their suppressed anger, most of the people do not dare to join him and ignore his words.

ارباب روستا، سالهاست که مالک تنها آسیاب آبادی است و مردم را استثمار می کند. او در ضمن از ساخته شدن آسیابی که بتواند منافع مردم را تأمین کند جلوگیری می کند. سنگ عظیمی را برای آسیاب مدتهاست مردم روستا تراشیده اند و آماده کرده اند، اما برای حملش ایادی ارباب همیشه مانع شده اند. بالاخره یک کولی به روستا می آید. ورود کولی به روستا احساسات فرو خفته ی مردم را بیدار می کند. ولی اکثریت جرأت همراهی با او را ندارند و بی تفاوت با سخنانش روبرو می شوند. کولی با اینکه طرفیتی در ماجرا ندارد بالاخره موفق می شود چند تن، از جمله یک آهنگر را تهییج کند تا برای آوردن سنگ بروند. بالاخره با زحمت بسیار و رفع و رجوع توطئه چینی های ارباب، من جمله فرستادن جاسوس به میان گروه آنان،‌ سنگ به روستا آورده می شود و خود سنگ خانه ظلم ارباب را بر سرش ویران می کند

Mahmoud, a computer engineer and chemically poisoned veteran, is diagnosed with cancer, and although he loves his wife Naghmeh dearly, he wants a divorce because of his disease. In court he meets Shiva, who thanks him once again for helping her the night when she was in trouble with two bikers who were trying to mug her. Shiva was conducting a research on esoteric love and she was in court in search of subjects for her research. After she finds out that Naghmeh is a professor of literature at the university, her bond with them becomes closer. Seeing their life, Shiva realizes the deep affection and love Mahmoud and Naghmeh both have for each other. In the following days, Mahmoud’s health condition gets worse and Shiva and Naghmeh both try to help him as much as they can. The Hospital rejects to take in Mahmoud so he spends his final days at home. One day when Naghmeh is not at home, he writes his will and travels to the North. Naghmeh asks Shiva for help to find Mahmoud. From the gathered evidence, they find out that he has decided to go to the North, so they hit the road only to find Mahmoud dead in a green flatland.

محمود، مهندس کامپیوتر و جانباز شیمیایی است و مبتلا به سرطان و با این که به همسرش نغمه علاقه زیادی دارد، اما به خاطر بیماری اش و با آگاهی به این که مدت زیادی زنده نخواهد ماند، از نغمه می خواهد تا از هم جدا شوند و به همین منظور خیلی جدی پیگیر انجام مراحل طلاق میشود. یک روز در دادسرا، اتفاقاً شیوا را می بیند که بار دیگر از او تشکر می کند و به یادش می آورد که یک شب ضمن درگیری با دو موتورسوار کیف قاپ به او کمک کرده بود. شیوا که در حال تحقیق درباره ی عشق های اساطیری است، در دادسراها دنبال سوژه میگردد و زمانی که به طور اتفاقی پی میبرد که نغمه همسر محمود در واقع استاد دانشگاه ادبیات است، رابطه اش با آن دو صمیمی تر می شود. وقتی شیوا زندگی محمود و نغمه را از نزدیک میبیند، متوجه علاقه عمیق آن دو به یکدیگر می شود. روزهای بعد به تدریج حال محمود بد می شود و در این حال نغمه و شیوا به طور جدی سعی دارند، به هر طریق ممکن او را کمک کنند. وقتی بیمارستان از پذیرش مجدد محمود خودداری می نماید، او روزهای پایان عمرش را در خانه سپری میکند و یک روز که نغمه در خانه نیست، محمود وصیت نامه خود را می نویسد و راهی شمال می شود. نغمه که نمیداند محمود کجاست از شیوا کمک می خواهد. آن دو از شواهد حدس میزنند که محمود راهی شمال شده است. به تعقیبش می روند، امّا در میانه راه، محمود را در دشتی سرسبز می بینند که جان سپرده است.