Saghi - Saghi - ساقی

Preview

This Movie is currently not available on IMVBox

Get notified when this movie is added to IMVBox
Please Type Valid Email
Request This Movie

Thank you

You will receive an email when added to IMVBox

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Do you need subtitles to watch Iranian Movies? Yes No
Watch 1000s of FREE
Iranian Movies
Create your own
Watch later list

Saghi - Saghi - ساقی


Saghi - Saghi - ساقی
Rating
0

رضا تهرانی که عشق فیلمسازی دارد ولی در نهایت تبدیل به توزیع کننده فیلم های ویدئویی قاچاق می شود، ولی کم کم توسط یک دندانپزشک به توزیع مواد مخدر روی می آورد و...

Reza - the scarface - lives his life through such illegal ways as renting banned tapes and distributing drugs. He meets a young addicted man called Farokh. Arezou (Farokh's sister) who concerns about his brother's future, introduces Reza to her family. They have a wealthy family who provide for their life by robbery. They offer Reza to cooperate with them in stealing from a jewelry store. Reza who loves Arezou, accepts their request. They steal the jewelry successfully. After a while, Reza proposes to Arezou and asks her to leave her family and go with him to North of Iran. Arezou accepts. The family think they have taken the jewelry and force Farokh to give them their address. When Arezou's uncle does not find the jewelry there, he suspects Farokh and a struggle comes up between them in which all of them get killed. At last, Reza survives, but he has to begin from scratch, so he has to act as before to earn money for living his life.

رضا - صورت زخمی – زندگی اش را از طرق مختلف و غیرقانونی میگذراند مثل کرایه دادن نوارهای ممنوع، توزیع مواد مخدر از طريق یک دندانپزشک و...
در جریان فعالیت های جاری اش با جوانی به نام فرخ آشنا می شود که معتاد است. آرزو خواهر فرخ که علاقه مند سرنوشت برادرش است رضا را با خانواده خود آشنا میکند. آنها خانواده مرفهی هستند که زندگی شان را از طریق دزدی تأمین میکنند.آنها به رضا پیشنهاد میکنند تا در عملیات سرقت از جواهرفروشی با آنها همراه شود. رضا که شیفته آرزو شده، پیشنهاد آنها را می پذیرد. سرقت از جواهرفروشی با موفقیت صورت میگیرد. کمی بعد رضا پیشنهاد ازدواج به آرزو میدهد و از او میخواهد تا خانواده اش را رها کرده و همراه او به شمال برود. آرزو چنین می کند. خانواده که تصور می کنند آنها جواهرات و الماس های سرقت شده را با خود برده اند، با تحت فشار قرار دادن فرخ، نشانی رضا و آرزو را به دست آورده و آنها را غافلگیر می کنند. اما وقتی عموی آرزو جواهرات سرقت شده را نزد آنها نمی یابد، شکش به فرخ میبرد، خانواده برای تصاحب اموال سرقت شده، باهم درگیر شده و همگی میمیرند و در نهایت رضا - صورت زخمی - باقی میماند.، بازهم رضا - صورت زخمی - در نقطه صفر است و کماکان برای گذران زندگی از راههای غیرقانونی باید به همان شیوه های گذشته عمل کند.