Would you like to rate this movie?

Become a Free Member and enjoy:

FREE
Watch over 1000
Iranian Movies for Free
Create wish list
Exclusive & Special Offers
or

By clicking Continue, I agree to IMVBox Terms of Use and Cookies Policy.

Already a member? Log in here

x

Become a Free Member

Watch 1000’s of Movies & TV Series for FREE


or

x

Get notified when the subtitle is added to this movie

Request Subtitle

Thank you

You'll receive an email when the subtitle is added to this movie

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Add Password and become a Free member
Access over 1000 Free Iranian movies
Be the first to know when new movies are added

Mahya - Mahyia - محیا

Mahya - Mahyia - محیا

Subtitles: English, Arabic, German, Hindi, Turkish and +20 more languages


Mahya - Mahyia - محیا
Rating
5.4

Javid, a med student who is afraid of touching dead bodies, meets a woman who works at the same hospital as he does. This changes his life because to be with her, he has to do something that he never thought he would.

جاوید دانشجوی پزشكی كه از دیدن مردگان هراس دارد، به طور اتفاقی در یك مراسم ختم در گورستان با محیا، دختری كه بعداً درمی یابد همكار او در بیمارستان است آشنا می شود و پس از مدتی از او خواستگاری می كند اما جواب رد می شنود. این در حالی است كه شهره، دخترخاله جاوید كه به او علاقه مند است، از شیراز به منزل جاوید آمده، اما جاوید به شهره می گوید كه مایل به ازدواج با او نیست. جاوید پس از اصرار فراوان برای خواستگاری از محیا متوجه می شود پدر و مادر او غسال هستند و گاهی خودش هم در شستن مرده ها به والدینش كمك می كند. كرم، پسردایی و عاشق محیا كه متوجه علاقه جاوید می شود، او را تهدید می كند. محیا به دلیل شغل خانواده اش و نیز تهدیدهای كرم، نمی خواهد جاوید دچار مشكل شود، پس شرط سختی را برای ازدواج می گذارد: این كه جاوید باید هفت مرده را غسل دهد. جاوید به این منظور شهر را ترك می كند و در یك روستا با نظارت پیرمردی عارف به این كار مشغول می شود و شرط را با موفقیت انجام می دهد و هفتمین مرده را كه در واقع خود میرطاهر است غسل می دهد. پس از بازگشت در حالی كه در یك پارك با محیا صحبت می كند به دست كرم چاقو می خورد، اما زنده می ماند. محیا به ملاقات او در بیمارستان می آید و به نظر می رسد مشكلات وصال شان به پایان رسیده است.