The movie is currently not available.
Submit a request to get notified when this movie is added to IMVBox:

آلیش دختر کولی

۱۳۴۲ |۱۰۰ دقیقه | ماجراجویی , درام , عاشقانه
مهندس مهران همراه دوستش مجید وارد روستایی می شوند که به دست مهران آباد شده است. با ورود آن ها به روستا مهران به یاد می آورد که هفت سال پیش ... رشیدخان، که مالک ثروتمندی بوده است، او را برای رسیدگی به املاکش فرا خوانده است. مهری، دختر رشیدخان، به مهران علاقمند می شود؛ اما مهران به دختر اعتنایی نمی کند. روزی مهران و دوستش رمضان به شکار می روند،‌ و گلوله ای که رمضان شلیک می کند، به طور تصادفی، دختری کولی به نام آلیش را مجروح می کند. آلیش با مادرش فتنه که او را کیمیاگر می دانند بر بالای تپه در آلونکی زندگی می کنند. مهران، آلیش را به کلبه ی مادرش می برد و از آن پس به او علاقمند می شود. رجب علی، مباشر مالک ده، که به آلیش دل بسته است، اهالی را علیه مهران می شوراند. مهران زخمی می شود و یک روستایی به نام شیرعلی از او پرستاری می کند. پس از آن آلیش از مادرش می خواهد که اجازه دهد با مهران ازدواج کند، اما فتنه تهدید می کند که او را نفرین خواهد کرد. آلیش، به قهر، کلبه را ترک می کند و به جنگل پناه می برد. چند تن از روستاییان کلبه ی فتنه را به آتش می کشند، و مهران به تصور این که آلیش در آتش سوخته است روستا را ترک می کند. پس از یادآوری این خاطرات مهران و مجید با دخترکی به نام روح انگیز روبرو می شوند که می گوید نام مادرش آلیش است، و آن دو را به کلبه شان می برند. سرانجام زن و شوهر به هم می رسند.
بیشتر
بازیگران
خلاصه داستان
درباره آلیش دختر کولی
مهندس مهران همراه دوستش مجید وارد روستایی می شوند که به دست مهران آباد شده است. با ورود آن ها به روستا مهران به یاد می آورد که هفت سال پیش رشیدخان، که مالک ثروتمندی بوده است، او را برای رسیدگی به املاکش فرا خوانده است. مهری، دختر رشیدخان، به مهران علاقمند می شود؛ اما مهران به دختر اعتنایی نمی کند. روزی مهران و دوستش رمضان به شکار می روند،‌ و گلوله ای که رمضان شلیک می کند، به طور تصادفی، دختری کولی به نام آلیش را مجروح می کند. آلیش با مادرش فتنه که او را کیمیاگر می دانند بر بالای تپه در آلونکی زندگی می کنند. مهران، آلیش را به کلبه ی مادرش می برد و از آن پس به او علاقمند می شود. رجب علی، مباشر مالک ده، که به آلیش دل بسته است، اهالی را علیه مهران می شوراند. مهران زخمی می شود و یک روستایی به نام شیرعلی از او پرستاری می کند. پس از آن آلیش از مادرش می خواهد که اجازه دهد با مهران ازدواج کند، اما فتنه تهدید می کند که او را نفرین خواهد کرد. آلیش، به قهر، کلبه را ترک می کند و به جنگل پناه می برد. چند تن از روستاییان کلبه ی فتنه را به آتش می کشند، و مهران به تصور این که آلیش در آتش سوخته است روستا را ترک می کند. پس از یادآوری این خاطرات مهران و مجید با دخترکی به نام روح انگیز روبرو می شوند که می گوید نام مادرش آلیش است، و آن دو را به کلبه شان می برند. سرانجام زن و شوهر به هم می رسند.
Watch With Subtitles