Do you need English Subtitles?برای تماشای فیلم به زیرنویس انگلیسی نیاز دارید؟ YesNo

Would you like to rate this movie?

Become a Free Member and enjoy:

FREE
Watch over 1000
Iranian Movies for Free
Create wish list
Rate Movies and TV Series
Invite Friends
Newsletter
(don’t worry, no spam)
Exclusive & Special Offers
or

Already a member? Log in here

x

The Shooting Order - Hokme Tir - حکم تیر

Preview

This Movie is currently not available on IMVBox

Get notified when this movie is added to IMVBox
Please Type Valid Email
Request This Movie

Thank you

You will receive an email when added to IMVBox

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Add Password and become a Free member
Access over 1000 Free Iranian movies
Be the first to know when new movies are added

The Shooting Order - Hokme Tir - حکم تیر


The Shooting Order - Hokme Tir - حکم تیر
User Rating
Share

Zia, Morteza, Mohsen and Baqirare four friends who do steal. Zia and Morteza escape with their motorcycle and Mohsen and Baqir run away by car. After stealing Mohsen and Bagher escapes with stolen money and reports the location of Zia and Morteza to the police. Mohsen tells them both and they run away before police officers arrive. Zia is wounded while escaping and goes to Morteza's request, scouting Behjat, the sister of Morteza, who lives with her daughter.

چهار دوست: ضیاء، مرتضی، محسن و باقر دست به سرقت می زنند. ضیاء و مرتضی با موتور می گریزند و محسن و باقر با اتومبیل. باقر پس از مضروب کردن محسن با پول های مسروقه می گریزد و محل اختفای ضیاء و مرتضی را به پلیس گزارش می کند. محسن به آن دو خبر می دهد و آنها قبل از رسیدن مأموران پلیس می گریزند. ضیاء موقع فرار زخمی می شود و به توصیه ی مرتضی سراغ بهجت، خواهر مرتضی، می رود که با دخترش قدسی زندگی می کند. بهجت مستأجر گروهبان جلالی است که به بهجت علاقمند است. بهجت به دخترش و گروهبان جلالی گفته است که پرستار بیمارستان است؛ اما ضیاء درمی یابد که او زن بدنامی است که برای بزرگ گردن دخترش به فساد کشیده شده است. ضیاء، به درخواست بهجت، خود را شوهر بهجت و پدر قدسی معرفی می کند؛ اما گروهبان جلالی به او مظنون می شود. ضیاء جان گروهبان جلالی را که با زهر مار مسموم شده نجات می دهد و او، که خود را مدیون ضیاء می داند، تصمیم می گیرد به ضیاء کمک کند. مرتضی رو در روی باقر قرار می گیرد و او را با شلیک گلوله زخمی می کند. ضیاء مرتضی را وادار به تسلیم می کند و هر دو به حبس می افتند.

Tags


iran proud

Comments



Similar Videos