Get notified when the subtitle is added to this movie

Request Subtitle

Thank you

You'll receive an email when the subtitle is added to this movie

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Do you need subtitles to watch Iranian Movies? Yes No
Watch 1000s of FREE
Iranian Movies
Create your own
Watch later list

The Escape - Farar - فرار


The Escape - Farar - فرار
Rating
4.6

The war between Iran and Iraq is beginning and all the youngsters are going to war to defend their country. But Agha Rahmat's son Ali is not satisfied with this and despite his father's disapproval wants to go to Europe. He finally manages to go to Germany illegally and lives there with another guy Mostafa but after a while he returns to Iran. When back home he finds that his father is gone to the front line of war. Now Ali too goes to war.

جوانی (عباس مغفوریان)، که با مادر دائم الخمرش زندگی می کند، پس از مرخص شدن از زندان، چون به قمار رو می آورد با مخالفت مادرش روبرو می شود. جوان در کاباره با زنی (سهیلا) آشنا می شود که او را وادار به سرقت پول های گاوصندوق یک شرکت می کند. رئیس گروهی (اکبر خواجوی) که زن برای او کار می کند در موقع سرقت با شلیک اسلحه ی نگهبان کشته می شود و جوان نگهبان را با تیر می زند. جوان با کیف پول به خانه ای پناه می برد که مدیر مسئول یک روزنامه (رضا شفیع) با همسر (پرخیده) و دختر (شمسی فضل اللهی) و پسر کوچکش در آن زندگی می کنند. جوان توسط دختر خانه با مادرش تماس می گیرد، و پس از مدتی با پرداختن مقداری پول به دختر از او می خواهد که یک اتومبیل تهیه کند تا با هم بگریزند. دختر می پذیرد، اما روز بعد وقتی جوان متوجه می شود، دختر تعلل می کند او را با تهدید به خیابان می کشاند، و وقتی اسلحه از دست جوان می افتد دختر او را با شلیک گلوله از پا درمی آورد. بیرون از خانه پدر و مادر دختر و پلیس (عباس شباویز) در انتظار ایستاده اند.

With the bigenning of the Iran-Iraq war, there are two families who live in the underprivileged district of Tehran at the south of the city. The fathers of the two families are Agha Kamal and Agha Rahmat. Agha Kamal's son, Javad, goes to fight the enemy at the front line and is martyred, whereas Ali, Agha Rahmat's son, flees the country and moves to West Germany. As a substitute for his son, Agha Rahmat goes to war and fights the enemy, while Ali undergoes many difficulties in Germany , so he returns to Iran, and heads for the battlefield in order to find his father. His father is badly injured and wounded when Ali finds him. His father, though upset at being forced to leave the battlefield, is content and happy to see Ali fighting the enemy in his place.

اوائل جنگ است . دو خانواده جنوب شهری (آقا کمال، آقا رحمت) در رویاروئی جنگ قرار می گیرند. "جواد " پسر "آقا کمال " به جبهه رفته و به شهادت میرسد . "علی "پسر "آقا رحمت " از ایران می گریزد و به آلمان غربی میرود. آقا رحمت خود به جای علی به جبهه می رود و علی در آلمان با تحمل سختی ها ورنج های فراوان و دستیابی به واقعیت ، سرانجام به ایران باز میگردد و در جستجوی پدر راهی جبهه های جنگ می شود. علی زمانی پدرش را می یابد که در اثر ترکش خمپاره مجروح شده است. اگر چه آقا رحمت به ناچار باید جبهه را ترک کند ولی خوشحال است که علی جای او را گرفته است.

Tags


iran