Would you like to rate this movie?

Become a Free Member and enjoy:

FREE
Watch over 1000
Iranian Movies for Free
Create wish list
Rate Movies and TV Series
Newsletter
(don’t worry, no spam)
Exclusive & Special Offers
or

Already a member? Log in here

x

Get notified when the subtitle is added to this movie

Please Type Valid Email
Request Subtitle

Thank you

You'll receive an email when the subtitle is added to this movie

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Add Password and become a Free member
Access over 1000 Free Iranian movies
Be the first to know when new movies are added

Day and Night - Shabane Rooz - شبانه روز

Day and Night - Shabane Rooz - شبانه روز

Subtitles: English, Arabic, German and +20 more languages


Day and Night - Shabane Rooz - شبانه روز
User Rating

This intricately woven narrative of four intersecting stories focuses on the lives of several women, each striving for happiness. Fouzhan is due to marry her cousin, but when the handsome young Babak enters her life, she finds herself facing a dilemma. The sickly Marjan, meanwhile, is struggling to cope with her ailing mother as well as the breakdown of her marriage. We also follow rheumatic watercolor painter Siavash and his wife Bahar’s relationship, who soon find their joyful existence is under threat. A melancholic royal daughter, meanwhile, seeks solace in revisiting the past with her painting tutor. An eerily beautiful, fragmented piece of work, this film is as intriguing as it is atmospheric.

چهار داستان تركیب شده كه به طور موازی روایت می شود. تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار كه از دسیسه های اندرونی دربار و بی وفایی شوهرش به تنگ آمده، خاطراتش را برای پسرخاله و معلمش سلیمان بازگو می كند. در حالی كه سلیمان مدام از گفتن آنچه در دل دارد طفره می رود. فوژان رهایی طراح لباس است قرار است با پسرعمه اش فرزان ازدواج كند اما پس از آشنایی با بابك زندگی اش دستخوش تغییر می شود. مرجان با وجود شكست در ازدواج اولش با فرهاد و بیماری مادرش تلاش می كند دوباره روی پاهای خود بایستد و با توسل به عشق همسر دوم و همیشه در سفرش، فرخ زندگی اش را از نو بسازد. سیاوش كسرایی نقاش زندگی آرام و عاشقانه ای را در كنار همسرش بهار پشت سر می گذارد تا آنكه مرگ بهار آرامش او را در هم می ریزد. او افسرده و بی امید و بی خواب می شود و در یكی از شب گردی هایش پیكر بی هوش دختری را در خیابان پیدا می كند. حال جسمی دختر بهتر می شود اما حتی نام خود را به یاد نمی آورد. فوژان در روز عروسی اش با بابك برآشفته می شود و از آرایشگاه می گریزد. در همان روز صدای زنگ تلفن همراه در دربار قاجاری صحنه فیلمبرداری را به هم می زند و در می یابیم آنچه از زندگی تاج السلطنه دیده ایم، فیلم بوده است. گوش همراه حورا شیوا ـ ستاره سینما و بازیگر نقش تاج السلطنه ـ دوباره زنگ می زند و به او خبر می رسد كه برای پسرش در مدرسه اتفاقی افتاده و او را به بیمارستان برده اند. سیاوش همچنان از دختر مراقبت می كند و حضور این مهمان ناخوانده دوباره زندگی را به خانه او باز می گرداند. دختر كم كم دل بسته سیاوش می شود و یك شب اعتراف می كند كه نامش رعناست. تمام این مدت دروغ می گفته، با جوان محبوبش از خانه فرار كرده بود و حافظه اش ایرادی ندارد. حورا به دنبال همسرش می گردد و او را نمی یابد. خود را به بیمارستان می رساند و شهرام منزلت بازیگر نقش سلیمان به یاری اش می آید.

The First Tale:
Tāj al-Salṭanah, the daughter of Naser al-Din Shah Qajar has troubles with her husband. She talks about her problems with Soleyman, her cousin and art teacher. Soon their relationship gets intimate, but her aunt Amin Aghdas tries to intervene.

The Second Tale:
Having divorced her husband, Marjan now struggles with her own disease and also her mother’s Alzheimer. She is pregnant but Farrokh, the man to whom she is now married, has a second wife, who is a movie star named Houra.

The Third Tale:
Foujan is a fashion designer and is supposed to marry her cousin Farzan. However, after she meets Babak, they fall for each other and decide to marry. But after she finds out about the fact that because of a disease she only has three more months to live, she breaks up with Babak. Farzan however still loves her and wants to be a part of her life.

The Fourth Tale:
Siavash is an art instructor who has recently lost his wife and is depressed and secluded. One late night, he meets a wounded girl who has apparently lost her memory. Siavash takes care of her for a while and he feels less lonely having her around. However, he later finds out that the girl had been lying to him and her real name is Ra’na and she had run away from their town with a guy and had lost him in the city. Now Siavash feels lonelier than ever.

روایت اول : تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه قاجار از زندگی و همسرش راضی نیست . او دغدغه هایش را با معلم نقاشی اش سلیمان که پسر خاله اش هم هست در میان میگذارد . به زودی رابطه ای عاطفی بینشان شکل میگیرد. در حالیکه عمه اش "امین اقدس " سعی دارد مانع پیوند آن دو شود.
روایت دوم : مرجان شکست خورده از زندگی مشترک روزگارش را با بیماری خود و آلزایمر مادرش میگذراند که ناگهان شوهر سابقش بازمیگردد . در زمانی که او باردار است اما مرد تازه زندگی مرجان، فرخ، همسر دیگری دارد که ستاره سینماست و هورا نام دارد...
روایت سوم : فوژآن طراح لباس قرار است با پسردایی اش فرزان ازدواج کند که بابک از راه میرسد و سیر پیش بینی شده زندگیشان به هم میریزد. با بالا گرفتن رابطه فوژآن و بابک و ازدواج عنقریبشان فرزان آرام از او دور میشود. پس از اینکه فوژآن در شب عروسی اش میفهمد بر اثر بیماری ای که دارد فقط 3 ماه دیگر زنده است از ازدواج با باک منصرف میشود. اما فرزان همچنان خواستار زندگی مشترک با اوست...
روایت چهارم : سیاوش استاد نقاش که به تازگی همسرش را از دست داده دچار افسردگی و انزوا شده است . در یکی از شب بیداری هایش با دختری زخمی برخورد میکند که حافظه اش رااز دست داده است . سیاوش از او نگه داری و مراقبت میکند و از پریشانی و پژمردگی گذشته فاصله میگیرد.. اما زمان زیادی نمیگذرد که او در میابد که دخترک به او دروغ گفته است و نام واقعی اش رعنا است و با جوانی به نام کریم از شهرستان گریخته و او را درش هر بزرگ گم کرده است به این ترتیب یک بار دیگر سیاوش تنها میماند.