The Camaraderie - Refaghat - رفاقت


This Movie is currently not available on IMVBox

Get notified when this movie is added to IMVBox
Please Type Valid Email
Request This Movie

Thank you

You will receive an email when added to IMVBox

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Do you need subtitles to watch Iranian Movies? Yes No
Watch 1000s of FREE
Iranian Movies
Create your own
Watch later list

The Camaraderie - Refaghat - رفاقت

The Camaraderie - Refaghat - رفاقت

Habib is a thief with a background in his ability to open the box office. He leave the robbery and but Keyvan's groupasks him to do robbery again, but Habib collaborates with the police and the band is arrested. Habib gets acquainted with Ahmad and Setare and marries with her. Sometime later, She ,meets a cafe singer named Afsaneh and makes her to leave her husband , she forced Habib to cooperate with Keyvan to steal an old woman's jewelry, Habib's wife accidentally collapses, and Habib finds himself in error and returns to his life with Setare.

حبيب دزد سابقه داري است كه مهارتش در باز كردن گاوصندوق است. او، كه از دزدي دست كشيده، به وسيله ي گروه كيوان تحت فشار قرار مي گيرد تا آن ها را در يك سرقت بزرگ همراهي كند. همكاري حبيب با پليس موجب مي شود كه كيوان و همدستانش دستگير شوند. احمد و ستاره از حبيب، كه زخمي شده، پرستاري مي كنند. حبيب و ستاره ازدواج مي كنند، و چندي بعد افسانه، كه خواننده ي كافه است، سر راه حبيب قرار مي گيرد و او را از همسرش دور مي كند. افسانه حبيب را به ورشكستگي مي كشاند و او را وا مي دارد تا با كيوان همكاري كند. نقشه ي آنها اين است كه جواهرهاي پيرزني را بربايند. حبيب به افسانه پيشنهاد مي كند كه، پس از سرقت، جواهرها را تصاحب كنند و بگريزند. كيوان، كه از نقشه ي آن دو مطلع شده، حبيب را مضروب مي كند و افسانه را از پا در مي آورد. در غيبت حبيب همسرش با اتومبيل نظام تصادف مي كند و بينايي خود را از دست مي دهد. نظام هزينه ي مداواي ستاره را تقبل و او را وارث خود مي كند. ستاره از نظام مي خواهد كه آزادي شوهرش را تضمين كند و سرپرستي يكي از كارخانه هايش را به او بسپارد. حبيب آزاد و ابتدا به همسرش بدگمان مي شود؛ اما به اشتباه خود پي مي برد و زندگي خود را با ستاره از سر مي گيرد.

The story is about the journey of a few kids and their teacher to the north of the country. The kids ask their teacher to tell them a story during the drive and the teacher tells the story of sweet granny and rolling pumpkin.


iran proud