x
Do you need English Subtitles?برای تماشای فیلم به زیرنویس انگلیسی نیاز دارید؟ YesNo> Ask Me Later

Would you like to rate this movie?

Become a Free Member and enjoy:

FREE
Watch over 1000
Iranian Movies for Free
Create wish list
Rate Movies and TV Series
Invite Friends
Newsletter
(don’t worry, no spam)
Exclusive & Special Offers
or

Already a member? Log in here

x

Stray Dogs - Saghaye Velgard - سگ‌های ولگرد

Preview

This Movie is currently not available on IMVBox

Get notified when this movie is added to IMVBox
Please Type Valid Email
Request This Movie

Thank you

You will receive an email when added to IMVBox

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Add Password and become a Free member
Access over 1000 Free Iranian movies
Be the first to know when new movies are added

Stray Dogs - Saghaye Velgard - سگ‌های ولگرد


Stray Dogs - Saghaye Velgard - سگ‌های ولگرد
User Rating
Share

In post-Taliban Afghanistan, two children embark on a series of failed robberies, after they’re banned from visiting their mother in prison.

A woman is unaware of his husband for five years. She thinks he has been killed so she marries another man. After a while, he returns and when he sees that his wife has married another man, complains and accuses her without even thinking about her children. The kids spend their life by beggary and selling garbage and at night they come back to their mother in prison. They save a stray baby dog , and decide to keep it. When the police finds out about the situation, they are banned from coming to prison and when they understand that prison is for keeping the criminals, they try to commit a crime; so they go for small robberies, but they are always forgiven by the people . Upon watching the "Bicycle Thieves" movie in cinema, they decide to rob a bicycle in public to be arrested. The girl is afraid to be beaten during the robbery, so his brother takes her and the dog in a safe place and promises her to introduce her as his colleague when he is arrested and beaten by people. When police arrests him, no one hears him telling about his sister in the crowd. The girl runs following the car but she is wandered among the cyclists around her. The boy is delivered to a penitentiary while he was trying to reach his mother in prison. The girl is alone and wandered, but she eventually makes a decision and takes the dog in a place telling it to stay there. The baby dog watches the girl going and some time later the voice of a boy is heard yelling "my bicycle is stolen". There are also police whistles and noise of the crowd. The baby dog is curious and begins to bark. The girl's voice who is arrested is heard harder and harder. The baby dog is alone and it barks to call the girl and her brother.

زنی پس از پنج سال بی خبری از شوهرش، از آنجا که فکر می کند او کشته شده است با مرد دیگری ازدواج میکند اما بعد از مدتی او بازمیگردد و وقتی می بیند همسرش با مرد دیگری ازدواج کرده، از او شکایت کرده و نهایتاً همسرش را محکوم و به زندان می اندازد بی آن که به سرنوشت دختر و پسر خردسالش فکر کند. بچه ها روزها را به گدایی و جست وجو در آشغالی ها می گذرانند و شب ها برای خوابیدن به زندان نزد مادرشان می روند، آنها یک توله سگ را که گفته میشود سگ خارجی هاست از دست کودکانی که قصد آزارش را دارند نجات میدهند و از این پس توله سگ نیز با آنهاست.کمی بعد با اطلاع رئیس پلیس، بچه ها از ورود به زندان منع می شوند و چون از نگهبانان میشنوند که زندان جای مجرمین است پس تلاش می کنند تا جرمی را انجام دهند، لذا به دزدی های کوچک می پردازند، اما هربار با دلسوزی مردمی که مورد دزدی قرار گرفته اند، آنها رها می شوند.
اما وقتی بچه ها فيلم دزد و دوچرخه را در سینما می بینند تحت تأثیر فیلم، برای دستگیری خود تصمیم به یک دزدی علنی دوچرخه می گیرند. دختر می ترسد که در حین دزدی کتک بخورد، برادرش او را کنار خیابان با توله سگ در جای امنی می گذارد و قول می دهد وقتی دوچرخه را دزدید و از مردم عصبانی کتک بخورد، هنگامی که خواستند او را به زندان برند او را به عنوان همدست خود معرفی کند. اما در عمل وقتی پلیس او را دستگیر می کند هرچه پسر فریاد می کشد که خواهرش همدست او بوده است صدایش در میان هیاهوی مردم به گوش کسی نمیرسد. دخترک به دنبال ماشین می دود و بعد، در میان خیلی دوچرخه سوارانی که هرلحظه از اطراف او عبور می کنند در خیابانها سرگردان و بی پناه می ماند...
پسرک به دارالتأدیب (زندان کودکان) سپرده می شود در حالیکه او به دنبال زندان مادرش بوده و این عملی نیست.دخترک که تنها و هراسان است، بالاخره تصمیمش را می گیرد، توله سگ را گوشه ای می نشاند و به او میگوید: تو اینجا بنشین که کتک نخوری و میرود. توله سگ رفتن دخترک را نگاه میکند و لحظه ای بعد سر و صدای پسری که دوچرخه اش دزدیده شده را می شنویم. صدای سوت پلیس و سر و صدای مردم به گوش می رسد. توله سگ کنجکاو سر جایش شروع به پارس کردن می کند. سر و صدای دختر که او را دستگیر کرده اند، دورتر و دورتر میشود . خیابان در سکوت فرو میرود .توله سگ تنهاست و پارسهای او دخترک و برادرش را میخواند.

Tags


iran proud

Comments