Get notified when the subtitle is added to this movie

Request Subtitle

Thank you

You'll receive an email when the subtitle is added to this movie

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Do you need subtitles to watch Iranian Movies? Yes No
Watch 1000s of FREE
Iranian Movies
Create your own
Watch later list

Kandaloos Gardens - Bagh Haye Kandaloos - باغ‌های کندلوس

Kandaloos Gardens - Bagh Haye Kandaloos - باغ‌های کندلوس

Bijan, who has lived abroad for many years, comes back to Iran and when his friends, Ali and Saeed, meet him, they remember their old and departed friends, Kaveh and Aban.

Bijan, Ali and Saeed, tired of living in Tehran and trying to run away from the noise of the metropolis, head to Kandaloos region in the northern Iran to find peace. Their motivation to go to there is a young couple, Kaveh and Aban, who have died years ago and are buried in a not very well-known cemetery there. Bijan, Ali and Saeed are now after understanding the feelings and finding the secrets of the couple's journey, so they search for their grave from one cemetery to another. They also ask themselves how strong their love could be after all these years if they were still alive. When their car is pulled over due to a technical problem and a tow truck arrives to help them, they find the driver's face strange. He keeps talking about immortality of love and its relation to death; things that are not likely heard from a normal driver. In his company, who doesn't seem earthly, they think about immortality of love and come to the belief that death can sometimes be a blessing to immortalize love and the positive human virtues...

بیژن، علی و سعید، مردان دلزده از زندگی در تهران و هیاهوی زندگی در ابرشهر، سفری را به مقصد یافتن آرامش، به منطقه کندلوس در شمال آغاز میکنند.از همان آغاز سفر، هرسه در مخیله شان به زوج عاشقی می اندیشند که سالها پیش، در آغاز جوانی، آنها را ترک کرده اند، انگیزه این سفر یادآوری خاطره کاوه و آبان زوج عاشقی است که سالها پیش مرده اند و در گورستان گمنامی در همان منطقه دفن شده اند. حالا بیژن و علی و سعید در پی لمس و حس و حالت لطیف خاطرات آن زوج عاشق و سفر پر راز و رمز آن دو هستند، پس گورستان به گورستان به دنبال یافتن گورکاوه و آبان هستند و در عین حال با این سوال میان خود مواجه میشوند که اگر کاوه و آبان زنده مانده بودند عشق شان درگذر این سالها تا چه حد دوام می آورد. وقتی اتومبیل آنها دچار نقص فنی می شود، ناگهان اتومبیل یدک کشی از راه می رسد که راننده اش با چهره ای عجیب، مرتباً حرف هایی از مفهوم جاودانگی عشق و نسبت آن با مرگ میگوید که شنیدنش از زبان یک راننده عامی بعید است.در همراهی این راننده، که به نظر نمی آید زمینی باشد و اندیشیدن به راز جاودانگی عشق، آنها را به نقطه ای می رساند که باور می کنند گاه مرگ می تواند موهبتی باشد تا عشق و فضائل مثبت انسانی را جاودانه کند...