Ghazal - Ghazal - غزل

Preview

This Movie is currently not available on IMVBox

Get notified when this movie is added to IMVBox
Please Type Valid Email
Request This Movie

Thank you

You will receive an email when added to IMVBox

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Do you need subtitles to watch Iranian Movies? Yes No
Watch 1000s of FREE
Iranian Movies
Create your own
Watch later list

Ghazal - Ghazal - غزل


Ghazal - Ghazal - غزل
Rating
8

Ghazal and Dariush are in love with each other but Ghazal’s parents are against her marriage with Dariush. Ghazal gets dismissed from the university because of her relationship with Dariush, and later asks him to figure out a solution for their future. Dariush asks his housemate who works at a car dealership for help and he plans to help Dariush steal an expensive car. Dariush steals Khosrow’s car and sells it, and with the money, he and Ghazal plan to go to overseas, but he gets arrested. Ghazal takes the money back to Khosrow and demands his consent to get Dariush out of jail, but Khosrow does not accept and instead wants his car back. Later Ghazal tells him that she is pregnant and she does not want Dariush to be in jail during her pregnancy. He accepts, but later he proposes to Ghazal and also promises to take the custody of the unborn baby. Ghazal accepts and marries him. Two months later, Dariush gets released from jail and starts bothering Ghazal and Khosrow constantly, but finally he accepts to get 500 million rials and leave them alone. Soon Ghazal finds out that the reason Khosrow married her was because Khosrow biologically is not capable of having a child and he was worried of his social image. After Ghazal realizes how she was taken advantage of by Khosrow, she decides to live alone .

غزل و داریوش مدت هاست به یکدیگر علاقه مندند امّا خانواده غزل با این ازدواج مخالفند، بعد از اینکه دانشگاه، غزل را به خاطر رابطه اش با داریوش اخراج می کند، او از داریوش می خواهد تا تدبیری برای آینده شان بیاندیشد. داریوش با راهنمایی هم خانه اش -که در یک نمایشگاه ماشین کار میکند - قرار میشود تا ماشین گران قیمتی را سرقت کرده و با پول آن سر و سامانی به زندگیشان بدهد. داریوش ماشین خسرو را دزیده و می فروشد و با غزل قرار می گذارد با پول ها به خارج از کشور بروند، اما پیش از هر حرکتی، دستگیر و زندانی می شود. غزل پول ها را نزد خسرو برده و خواستار آزادی داریوش میشود، اما خسرو برای این امر، تنها ماشین خود را میخواهد، امّا پس از این که غزل مشکل خود را، اینکه از داریوش باردار است و نمی خواهد زمان وضع حمل پدرش در زندان باشد،را به او میگوید خسرو رضایت میدهد اما کمی بعد با اظهار عشق به غزل، خواستار ازدواج با او میشود ضمن این که سرپرستی بچه را نیز می پذیرد. غزل درخواست خسرو را پذیرفته و با او ازدواج می کند،دو ماه بعد ، داریوش از زندان آزاد شده به طور مستمر، مزاحم غزل و خسرو می شود اما سرانجام توافق میکند که با دریافت پنجاه میلیون تومان، آنها را به حال خود واگذارد. غزل به زودی راز فداکاری خسرو را کشف میکند و درمی یابد که او چون بیمار است و نمی تواند صاحب فرزندی شود، از آنجا که نگران موقعیت اجتماعی خود است دست به این اقدام زده است. غزل که می بیند چگونه زندگی و آینده اش به بازی گرفته شده تصمیم میگیرد تا از آن پس به تنهایی زندگی کند

Tags


iran proud