Do you need English Subtitles?برای تماشای فیلم به زیرنویس انگلیسی نیاز دارید؟ YesNo

Would you like to rate this movie?

Become a Free Member and enjoy:

FREE
Watch over 1000
Iranian Movies for Free
Create wish list
Rate Movies and TV Series
Invite Friends
Newsletter
(don’t worry, no spam)
Exclusive & Special Offers
or

Already a member? Log in here

x

The Manikins - Adamakha - آدمک‌ها

The Manikins - Adamakha - آدمک‌ها


The Manikins - Adamakha - آدمک‌ها
User Rating
Share This Free Movie

Morad has spent more than half of his life in prison. The last time when he was getting released, he made a promise to an old prisoner, named Heshmat. Morad assumed that he owes his life to Heshmat; thereby, he gave his word to find a woman, named Shohreh, and murders her for him. In return, Heshmat promised Morad to give him all of his fortune, including a car, a villa, and a house in Dubai. The woman’s resort is a particular park. After being released, Morad constantly goes there and waits. Meanwhile, he meet an old showman and his teenage son, named Nima. Morad turns into their colleague and companion and starts working there with the hope of fulfilling his mission at the moment of finding that woman. The showman dies; Nima and Morad continue his career. However, when the showman’s creditors are unable to get their money back, they take Nima with themselves. Throughout the conflict with the opponents, Morad finds out that Nima is a ‘girl’. So Morad tries to send her to his grandmother in the north of Iran; however, since Nima has fallen for Morad, she does not agree to leave him. One day, Morad finally meets Shohreh in the park. He cannot reach her there; therefore, he goes after her and catches her in her house. Shohreh narrates the truth differently; as a result, Morad finds out that in fact it was Heshmat who has caused the death of Shohreh’s only child and has put her in such a misery. Morad rejects the idea of killing her. As he is getting out of her house, Morad sees Nima, who is waiting there for him. Her father’s creditors are coming after her. While they are kidnapping Nima, Morad fights them and Nima kills one of them. Morad goes to the prison to meet Nima; he tells her that he would look forward to start a new life with her.

مراد که نیمی از عمرش را در زندان گذرانده، پیش از آزاد شدن در آخرین بار، به حشمت، زندانی پیری که مراد، خود را مدیون او میداند، قول میدهد تا زنی با نام شهره را که پاتوقش در یک پارک خاص است، یافته و به قتل برساند. حشمت قول میدهد که پاداش این کارش که همه ی دارایی او، ماشین، ویلا و خانه ای در دبی است، به او خواهد بخشید.مراد مرتباً به پارک مورد نظر میرود و منتظر می ماند، در این فاصله با پیرمرد معتاد معرکه گیر و پسر نوجوانش نیما آشنا شده و با آنها همراه و همکار می شود، با این امید که در مراجعه شهره به پارک، مأموریتش را بتواند انجام دهد. پیرمرد معرکه گیر می میرد و مراد و نیما، کار او را ادامه می دهند، اما وقتی طلبکاران پیرمرد نمی توانند طلب شان را از نیما بگیرند، سعی می کنند تا او را با خود ببرند، مراد طی درگیری با مهاجمان متوجه می شود که نیما در واقع دختر است. پس مراد سعی می کند تا او را به شمال نزد مادربزرگش بفرستد، اما نیما که دل بسته مراد شده، این طریق را نمی پذیرد.یک روز، مراد سرانجام شهره را می بیند، وقتی در پارک به هدفش نمی رسد به تعقیب او پرداخته و در خانه اش به سراغش میرود امّا شهره او را با حقایق در ابعاد دیگرش روبرو می کند و مراد در می یابد که حشمت در واقع موجب بدبختی شهره و مرگ تنها پسر او شده است. مراد، از قتل او پشیمان شده و وقتی که می خواهد از خانه خارج شود، نیما را می بیند که منتظر اوست، طلبکاران پدر نیما که در تعقیب او هستند، مجدداً قصد ربودن نیما را دارند که مراد با آنها درگیر شده و نیما موجب قتل یکی از آنها می شود. مراد به دیدار نیما در زندان میرود و به او می گوید که منتظرش خواهد ماند تا از زندان آزاد شده و با هم زندگی تازه ای را آغاز کنند.

Tags


iran proud

Comments



Similar Videos