x
Do you need English Subtitles?برای تماشای فیلم به زیرنویس انگلیسی نیاز دارید؟ YesNo> Ask Me Later

Would you like to rate this movie?

Become a Free Member and enjoy:

FREE
Watch over 1000
Iranian Movies for Free
Create wish list
Rate Movies and TV Series
Invite Friends
Newsletter
(don’t worry, no spam)
Exclusive & Special Offers
or

Already a member? Log in here

x

Dancing in the Dust - Raghs Dar Ghobar - رقص در غبار‎‎

When forced to divorce his wife by family and social pressure because her mother is a prostitute, Nazar (Khodaparast) works double shifts to pay back the loan he took out for his impulsive wedding and to pay some ongoing restitution to his sweet jilted bride, Reyhaneh (Kosari). When he falls behind in the payments he flees the police and ends up in the desert with an uncommunicative old man (Gharibian) who catches poisonous snakes for their venom. These two are forced to coexist in the desert, because Nazar is unwilling to return to the city and wants to catch snakes to make enough money to settle his debts. His verbose, chattering annoys the reticent old man until Nazar's life is endangered. Synopsis by IMVBox.com

Dancing in the Dust - Raghs Dar Ghobar - رقص در غبار‎‎


Dancing in the Dust - Raghs Dar Ghobar - رقص در غبار‎‎
User Rating
Share This Free Movie

When forced to divorce his wife by family and social pressure because her mother is a prostitute, Nazar (Khodaparast) works double shifts to pay back the loan he took out for his impulsive wedding and to pay some ongoing restitution to his sweet jilted bride, Reyhaneh (Kosari). When he falls behind in the payments he flees the police and ends up in the desert with an uncommunicative old man (Gharibian) who catches poisonous snakes for their venom. These two are forced to coexist in the desert, because Nazar is unwilling to return to the city and wants to catch snakes to make enough money to settle his debts. His verbose, chattering annoys the reticent old man until Nazar's life is endangered.

Nazar, a young man, meets Reyhane in a minibus. He marries her after a short while. There spread some disgraceful rumors about Reyhane’s mother, and despite Nazar's warm affection towards Reyhane, he is forced by his family to divorce her. She accepts the divorce without any hesitation. and Nazar commits himself to pay Reyhane for her marriage dowry.

نظر جوانی که در مینی بوسی با ریحانه آشنا شده، بعد از مدت کوتاهی با او ازدواج می کند و علیرغم علاقه فراوانی که به او دارد به دلیل حرفهای ناپسندی که در مورد مادر ریحانه بین همسایه ها شایع است و اصرار خانواده اش ناچار می شود تا ریحانه را طلاق دهد. ریحانه، بدون هیچ عکس العملی، اقدام نظر را می پذیرد و نظر نیز خود را موظف و متعهد به پرداخت مهریه ریحانه میداند. لذا مجدداً به سر کار قبلی اش بازمیگردد، کار او نگهداری اسب هایی است که با تزریق سم مار به آنها، پادزهر تهیه می شود. یک روز پلیس برای دستگیری نظر به جهت عدم توانایی اش در عمل کردن به تعهد مالی که داده است، به محل کارش میرود، اما نظر دست به فرار میزند و سوار ماشینی می شود که متعلق به مارگیری منزوی، کم حرف و خشن است. نظر با مارگیر به وسط بیابانی می رسد که مارگیر، مارها را از آنجا میگیرد. مرد مارگیر وقتی متوجه نظر می شود، او را از خود می راند، بدون این که حتی کلمه ای با او صحبت کند. نظر، سرگشته و هراسان میان بیابان، بی آن که راه بازگشتی داشته باشد، چاره ای جز مقاومت ندارد لذا تصمیم میگیرد همان جا بماند و مار بگیرد و پس از کمی تلاش موفق میشود یک مار بگیرد، اما آن را چون از دمش گرفته مار انگشت حلقه دست چپش را نیش میزند. مارگیر ناچار می شود تا انگشت او را قطع کرده و در ظرفی پر از یخ قرار دهد و سپس سعی می کند تا نظر را به بیمارستان برساند که انگشت را به دستش وصل کند.
در راه مرد مارگیر، برای اولین بار اززندگی اش براى او حرف میزند و میگوید چگونه مردی را که به همسرش نظر داشته خفه کرده و محکوم به زندان شده است اما وقتی از زندان فرار کرده، متوجه ازدواج همسرش با مرد دیگری شده است. نظر هم از ریحانه میگوید و این که اگر او با کسی ازدواج کرده و خوشبختش کند، خیلی هم خوشحال خواهد شد. در بیمارستان برای عمل پول می خواهند. مرد مارگیر این پول را فراهم میکند، اما نظر پول او را برداشته و از بیمارستان فرار میکند و پول را کامل به ریحانه می رساند، او شادمان از این حرکتش، کمی بعد ماشین و وسایل مارگیر را نزد دکه داری که خواهان خرید ماشین مارگیر بوده میبیند و میفهمد که مارگیر برای تهیه پول بیمارستان و عمل جراحی اش، ماشین اش را فروخته است .

Comments



Similar Videos