Get notified when the subtitle is added to this movie

Request Subtitle

Thank you

You'll receive an email when the subtitle is added to this movie

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Do you need subtitles to watch Iranian Movies? Yes No
Watch 1000s of FREE
Iranian Movies
Create your own
Watch later list

Coma - Koma - کما

Coma - Koma - کما

This comedy narrates the many adventures of a millionaire's handsome, sassy son named Amir - born into a world of privilege, he is used to getting everything he desires. This time his eyes turn to a peerless lady but her untamable will, combined with a sudden rush of plucky hoodlums, makes his task harder than first thought. Will he prevail or will he be in for a rude awakening?

فیلم کما با بازی امین حیایی و محمد رضا گلزار داستان امیر است که در خانواده ای ثروتمند و معروف است و میخواهد به خاطر سختگیر های پدرش به خارح برود ولی با پیرمردی تصادف میکند و پیرمرد به کما می رود او بر حسب اتفاق به پسر پیرمرد دوست میشود و از او کمک میگیرد که به دختری که میخواهد برسد....

Amir Moradian is the only son of a rich family. His father is a successful director; however, he is a strict person with inflexible beliefs. He strongly adheres to whatever he believes in. Due to his father’s behavior, his mother has abandoned them; she and her daughter are living abroad. She is also providing the necessities for her son, Amir, to come and study there. Amir and his fiancée, Sara, are going to leave Iran as well. The father seriously opposes Amir’s decision and they are constantly debating this. Amir hurts an old man with his car; the old man is in coma. Although Amir has provided all the necessities to get the old man cured, he needs to gain his only son’s, named Hassan, consent as well. Hassan is afflicted by a heart disease, and when he encounters Amir for the first time, he treats him violently and does not consent by any means. Amir meets Hassan overly until they gradually become friends.Soon Amir notices that Hassan is in love with Maryam, who studies in the university. However, he is not able to express his affections towards his beloved. Amir helps him to pretend being a rich doctor. Thereby, Hassan gets close to Maryam. But an incident reveals Hassan’s false identity and makes Maryam leave him. Later on, Hassan’s father dies and Amir pays the money for Hassan’s operation. In spite of his father’s oppositions, Amir leaves Iran. And Maryam, cannot remain indifferent toward him; therefor, she goes to the hospital to visit him. She suggests Hassan to start working in her father’s shop. After a while, Amir’s father finds a tape in his car. The tape contains a message form Hassan. Hassan has criticized Amir’s father. He addresses him through the tape and states that he had never tried to understand his son and from this perspective, he was like people that are alive, but their existence or nonexistence has no impact on their surroundings, as if they are in coma. Then, he emphatically tells Amir’s father that from then on he could live alone in his luxurious home, while adhering to his inflexible beliefs.

امیر مرادیان، تنها پسر خانواده ای ثروتمند است. پدرش مدیر موفق دولتی، اما بسیار جدی با اعتقادهای سخت و مقید و پایبند به نظرات و رویه ای که باور دارد.مادرش به جهت روحیه پدر، متارکه کرده و همراه با دخترش در خارج زندگی میکند و مقدمات تحصیل امیر را نیز در خارج فراهم کرده است و او قصد دارد تا با نامزدش سارا، به زودی ایران را ترک کند. پدر به شدت با این تصمیم امیر مخالف است و به طور مستمر نیز بینشان درگیری لفظی برقرار است. امیر در اثر یک اتفاق با پیرمردی تصادف می کند و پیرمرد به کما می رود و با این که امیر همه امکانات معالجه پیرمرد را فراهم کرده، معهذا باید رضایت تنها پسر پیرمرد، حسن را نیز جلب کند. حسن که دچار بیماری قلبی است در نخستین دیدار با امیر، بسیار خشن با او برخورد کرده و حاضر به دادن رضایت نمی شود، امیر مراجعه و دیدار با حسن را تکرار می کند متدرجاً بین آن دو دوستی شکل میگیرد و امیر به زودی متوجه میشود که حسن شیفته دختر دانشجویی به نام مریم است اما نمیتواند با او مکنونات قلبی اش را در میان بگذارد. امیر به حسن کمک میکند تا وانمود شود که او دکتر و ثروتمند است و به این ترتیب است که حسن به مریم نزدیک می شود، اما یک حادثه موجب می شود تا شخصیت دروغین حسن فاش و مریم او را ترک کند. پدر حسن می میرد، امیر با پولی که دارد هزینه جراحی قلب حسن را می پردازد و بعداً به رغم مخالفتهای پدرش، کشور را ترک میکند.مریم که به حسن بی علاقه نیست و پی به صداقت او برده، برای دیدارش به بیمارستان میرود و به او پیشنهاد میکند تا در مغازه پدرش مشغول کار شود. کمی بعد، پدر امیر، در اتومبیل نوار صوتی پیدا می کند که حاوی پیام حسن برای اوست.حسن پدر امیر را مورد انتقاد قرار داده و در نوار خطاب به او میگوید که او هیچگاه سعی نکرد تا پسرش را درک کند و از این نظر او شبیه آدمهایی است با این که حیات دارند، اما حضور یا عدم حضورشان هیچ تأثیری بر اطرافیانشان ندارد و انگار که در کما هستند و سپس تأکید میکند که او از این پس می تواند در خانه شیک و بزرگش با رفتار و اعتقادات خشک خود تنها زندگی کند.