Cold Earth - Khake Sard - خاک سرد

Preview

This Movie is currently not available on IMVBox

Get notified when this movie is added to IMVBox
Please Type Valid Email
Request This Movie

Thank you

You will receive an email when added to IMVBox

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Do you need subtitles to watch Iranian Movies? Yes No
Watch 1000s of FREE
Iranian Movies
Create your own
Watch later list

Cold Earth - Khake Sard - خاک سرد


Cold Earth - Khake Sard - خاک سرد
Rating
2.9

Yousef is a qanat digger and lives with his wife, Tahmineh, who is pregnant, and his son, Ebrahim. They have a simple life together and live in a cottage far away from the city of Bam. Yousef goes to the desert every day; Ebrahim rides a bike to his grandfather's shop in the city to take the milk his mother has milked from their cow and get their needs and then goes to school. One day, when Ebrahim has a flat tire, he meets a pickup truck driver named Shirzad, who puts on stunts in the city but is not very successful. Yousef has also seen his failed show once he had taken Tahmineh to doctor. On an early morning, an earthquake happens and ruins the whole city and everything in its vicinity. Their cottage collapses. Yousef gets seriously injured and Tahmineh is left under the debris. Yousef, who has pulled himself out from beneath the debris, can't pull his wife out because of his injuries. Ebrahim goes to bring help. When he comes back with Shirzad, his parents have passed away, but the cries of a baby can be heard, and he should take care of his sister...

«یوسف» که کارش حفر قنات است با خانواده ی کوچک خود، همسرش «تهمینه » که پا به ماه است و پسر کوچکشان «ابراهیم»، زندگی ساده و یکنواختی دارند و در کلبه ای دور از شهر «بم» زندگی می کنند.
روزها یوسف به بیابان می رود، «ابراهیم» شیری را که مادرش از گاو می دوشد، برای مغازه ی پدربزرگش با دوچرخه به شهر برده و احتیاجاتشان را می گیرد و سپس به مدرسه می رود. یک روز که ابراهیم چرخش پنجر شده با راننده ای وانت برخورد می کند که نامش «شیرزاد» است و در شهر بساط معرکه راه می اندازد که در کارش نیز توفیقی ندارد، یک بار هم یوسف ، وقتی «تهمینه » را برای معاینه نزد پزشک به «بم» برده، شاهد برنامه ناموفق او بوده، که شرمنده ی تماشاگرانش شده بود! یک صبح زود زلزله می شود، شدت زلزله چنان شدید است که نه شهر بلکه همه اطراف را به کام خود می کشد، آوار کلبه شان فرو می ریزد، یوسف به شدت زخمی می شود، تهمینه زیر آوار می ماند، یوسف، به هر ترتیب خود را از زیر آوار خارج، اما چنان صدمه دیده که توان خارج کردن همسرش از زیر آوار را ندارد، «ابراهیم» برای آوردن کمک می رود و وقتی با شیرزاد باز می گردد که پدر و مادرش از شدت جراحات درگذشته اند، اما صدای گریه نوزادی به گوشی می رسد که سهم « ابراهیم» از زلزله است و او از این پس باید از خواهر کوچکش نگهداری کند...

Tags


iran proud