x
Do you need English Subtitles?برای تماشای فیلم به زیرنویس انگلیسی نیاز دارید؟ YesNo> Ask Me Later

Would you like to rate this movie?

Become a Free Member and enjoy:

FREE
Watch over 1000
Iranian Movies for Free
Create wish list
Rate Movies and TV Series
Invite Friends
Newsletter
(don’t worry, no spam)
Exclusive & Special Offers
or

Already a member? Log in here

x

White Nights - Shabhaye Roshan - شب‌های روشن

A young university professor, who leads a quiet and reclusive life and fills his life with reading and teaching literature, meet a young girl who has altered the course of her life for the sake of a man she loves. She has promised to meet her beloved at a certain spot on four consecutive nights exactly one year after their last meeting. The young professor's encounter with the young and passionate girl during four nights brings about significant changes in both of their lives and beliefs. Now concepts like love, literature and expection have a new meaning for them.

White Nights - Shabhaye Roshan - شب‌های روشن


White Nights - Shabhaye Roshan - شب‌های روشن
User Rating
Share This Free Movie

A young university professor, who leads a quiet and reclusive life and fills his life with reading and teaching literature, meet a young girl who has altered the course of her life for the sake of a man she loves. She has promised to meet her beloved at a certain spot on four consecutive nights exactly one year after their last meeting. The young professor's encounter with the young and passionate girl during four nights brings about significant changes in both of their lives and beliefs. Now concepts like love, literature and expection have a new meaning for them.

فیلم شب های روشن به کارگردانی فرزاد موتمن و با بازی هانیه توسلی ، داستان زندگی دو فرد تنهاست. مرد استاد دانشگاه، سرخورده اجتماعی و مأیوس فلسفی است و انزوای خود را با تدریس ادبیات، مطالعه کتاب و پرسه زدن در خیابانها می گذراند. شبی دختری را در خیابان می بیند و به او کمک می کند، و بین او و دختر دوستی شکل می گیرد.دختر بنا بر قولی که به عاشق خود، امیر داده است، یک سال پس از آخرین ملاقات به وعده گاه آمده و ....

A young university professor lives a life of solitude and tranquillity. He studies and teaches literature by day and has no acquaintances except his mother and a bookseller friend. Out of habit, he walks the city streets at nights. One night, as he walks the streets, he notices a girl standing by the street, holding a bag. A driver is harassing her, so she runs to the professor and thus begins their friendship. The professor is curious about her life and finds out about her peculiar secret. T

استاد جوان دانشگاه، زندگی یکنواخت، آرام و گوشه گیرانه ای دارد. روزهایش با تدریس ادبیات و مطالعه اشغال شده است. جز مادرش و دوستی کتابفروش، با هیچ کس رابطه و ملاقاتی ندارد. هر شب عادت دارد تا در خیابان پرسه بزند.یک شب به هنگام پیاده روی متوجه دختری ساک به دست می شود که در گوشه ای ایستاده و راننده ای برای او مزاحمت ایجاد کرده است. دختر که رویا نام دارد به استاد پناه میبرد و این سرآغاز آشنایی آن دوست.استاد کنجکاو زندگی رویا می شود و پی به راز عجیب او میبرد. او که دختری شهرستانی است و بعد از فوت پدر و مادرش نزد مادربزرگش زندگی میکند، در پی قولی که به عاشق خود امیر داده، که یک سال بعد از آخرین ملاقاتشان، طی چهار شب، در محلی موعود به دیدار او برود. وقتی استاد او را می بیند، شب اول سپری شده است بی آن که امیر سر وعده اش حاضر شده باشد.رویا با اطمینان به استاد، به خانه اش میرود و زندگی او را از نزدیک میبیند و پی به علایق مشترکشان به شعر میبرد. او زندگی اش را برای استاد تعریف میکند. استاد که تا به حال عاشق نشده سعی میکند تا به رویا برای یافتن امیر کمک کند اما نشانی ها و شماره های تلفن در اختیار رویا، یا اشتباه است و یا اینکه پاسخ دهندگان فردی با این نام را نمی شناسند.
استاد متدرجاً احساس میکند که عاشق رویا شده است، اما از علاقه اش چیزی به دختر نمیگوید و در مقابل سعی می کند تا دختر را که ناامید شده به زندگی امیدوار کند و میگوید که امیر حتماً خواهد آمد.
استاد جوان که همواره گوشه گیر و تنها بوده است با ملاحظه شور و عشق رویا، در زندگی و باورهایش تغییرات محسوسی به وجود می آید و به مفهوم تازه ای از عشق و ادبیات و انتظار میرسد.
در پایان شب چهارم در حالی که رابطه آن دو مستحکم شده، اما رویا که امیر را سر قرار دیده، پیش از آنکه برای همیشه استاد را ترک کند، به او اطلاع می دهد که قرار است او و امیر ازدواج کنند امّا هیچگاه این چهار شب را فراموش نخواهد کرد و احساسی را که نسبت به استاد داشته، همیشه همراهش خواهد بود.استاد هیچ ندارد که به او بگوید.

Comments



Similar Videos