Beside the Ponds - Kenare Berkeha - کنار برکه‌ها


This Movie is currently not available on IMVBox

Get notified when this movie is added to IMVBox
Please Type Valid Email
Request This Movie

Thank you

You will receive an email when added to IMVBox

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Do you need subtitles to watch Iranian Movies? Yes No
Watch 1000s of FREE
Iranian Movies
Create your own
Watch later list

Beside the Ponds - Kenare Berkeha - کنار برکه‌ها

Beside the Ponds - Kenare Berkeha - کنار برکه‌ها

Seyyed marries Robab after his wife's death and returns to his village. Taher, Seyyed's son who always recalls his mother, cannot emotionally relate with his father's new wife. Robab who is not capable of having a child, does not treat Taher nicely. Seyyed loves them both but these two keep avoiding each other. One day an incident occurs and the warehouse is burned. Robab is caught in the flames. People try to rescue her, but they do not succeed. Ultimately, Taher saves her from certain death. Since then Robab and Taher realize that they both need each other's kindness.

Mohammad Alavi is the head police officer in Bandar-e Anzali who has lost his wife and two daughters during an accident and is spending his last years in office in despair and sorrow. He keeps imagining his wife at nights doing housework and living with him. One day, the body of a sixty-years-old woman is captured from the sea and two numbers are found in her purse along with a picture. One of the numbers is Alavi's home number and the other one is a Cafe's. After a while, another murder happens, and a young photographer dies in his workshop. In the meantime, the owner of that cafe gives Alavi some information that connects the two deaths. After a series of incidents, Alavi receives a phone call from her dead wife asking him to buy some toys for their daughters. When he arrives his home, he is faced with a feast consisting of all the dead people somehow related to his life, and discovers the truth about the previously happened deaths...

محمد علوی، رئیس آگاهی بندر انزلی، پس از دست دادن همسر و دو دختر کوچکش براثر یک سانحه، سالهای پایان خدمتش را در تنهایی، نامیدی و افسردگی می گذراند. همواره در خیالش تصور می کند همسرش فرنگیس در کنار اوست و امور خانه را با او انجام میدهد. یک روز، جنازه زن ماهیگیر شصت ساله و معتاد با نام پری، که اخیراً غرق شده، کنار ساحلی پیدا می شود، در کیف او عکس زنی جوان و دو شماره تلفن وجود دارد که یکی متعلق به منزل علوی و دیگری شماره ی کافه مهتاب است. پی گیری های پرونده قتل پای مرد قلدر و زورگویی با نام بندری را به میان میکشد که مالک چند کافه است. همزمان عکاسی به نام شفرازیان در مغازه اش میمیرد که پیگیری های اولیه نشان میدهد که مرگ او مشکوک است.بندری با علوی ملاقات کرده و به او میگوید که زن ماهیگیر در حقیقت ارمنی و ژانت نام دارد و پری نام ساختگی اوست. در مراحل بعدی تحقیق، علوی میفهمد که مرگ ژانت و شفرازیان عکاس در ارتباط به هم است. بندری برای علوی فاشی می کند که ژانت مادر شفرازیان بوده، اما سی سال دور از او زندگی می کرده و بعد از این که شفرازیان او را به دست آورد، برای ادامه زندگی به او کمک مالی کرده است و وقتی ژانت متوجه میشود که اوضاع مالی فرزندش خوب نیست، با نام جعلی پری برای بندری خبرچینی می کرده است.یک روز همسر متوفی علوی به دفتر کارش تلفن می کند و از او میخواهد تا برای دخترانش عروسکك خریده و به خانه بیاورد.علوی وقتی به خانه می رسد با ضیافتی از مردگان دور و نزدیک رو به رو می شود که در میانشان زن جوانی نیز حضور دارد که عکسش در کیف ژانت پیدا شده بود. فرنگیس به علوی میگوید که زن جوان ژانت است که علوی زمانی دلباخته اش بود اما تفاوت دینی مانع ازدواجشان شد و همچنین متوجه می شود که شافرازیان حاصل ازدواج ناموفق ژانت بوده است. علوی پس از پایان ضیافت مردگان به رختخواب میرود. صبح روز بعد معاونش او را در حالی که عروسک های دخترانش را در بغل دارد، در تختخوابش مرده می یابد.


iran proud