Baran - Baran - باران

Preview

This Movie is currently not available on IMVBox

Get notified when this movie is added to IMVBox
Please Type Valid Email
Request This Movie

Thank you

You will receive an email when added to IMVBox

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Do you need subtitles to watch Iranian Movies? Yes No
Watch 1000s of FREE
Iranian Movies
Create your own
Watch later list
 Watch Trailer

Baran - Baran - باران


Baran - Baran - باران
Rating
8

In Iran, when the illegal Afghan worker Najaf (Gholam Ali Bakhshi) breaks his foot in an accident in a construction of a building, his fragile son Rahmat becomes his replacement. The master Memar (Mohammad Amir Naji) makes Rahmat responsible for feeding the worker, and Lateef becomes jealous of Rahmat, and treats him cruely. However, when Lateef finds that Rahmar is indeed a girl called Baran (Zahra Bahrami), he falls in love for her and spends all his savings and gives his best efforts to protect her family and her.

Lateef is 17. He works in a building construction project managed by Memar, the head of workers. Lateef's job is to serve tea and prepare food for the workers . Rahmat, an Afghan teenager comes to work there. When Memar gives Lateef's job to Rahmat, Lateef hates Rahmat .But later he is totally shocked to discover that Rahmat is a girl who disguises herself as a boy to feed her family.

در کار ساختن یکی از برج هایی که در شمال تهران بنا می شود، افراد گوناگون از اقوام مختلف ایرانی و افغانی، در تلاش هستند. لطیف نوجوان، نیز یکی از آنها است که چون سایرین با دستمزدی ناچیز، به استثمار کشیده شده اند.
تعدادی از کارگران به هنگام سرکشی بازرسان وزارت کار، به سرعت خود را پنهان می کنند، یکی از آنها نوجوانی افغانی به نام رحمت است که به دشواری می تواند کارهای سنگینی را انجام دهد. معمار او را به جای لطیف مأمور آوردن چای و شستن لباس های کارگران کرده است. اما لطیف که از تصاحب شغل خود توسط رحمت ناراحت و عصبانی است، سعی می کند تا به او آسیب برساند اما به طور اتفاقی پی به راز رحمت میبرد و درمی یابد که او در واقع یک دختر نوجوان مهاجر افغان به نام باران است که برای امرار معاش و از روی استیصال پس از سقوط پدرش از بلندی و شکستن پاهایش و عدم امکان ادامه کار او خود را به شکل پسرها درآورده است. لطیف که رفته رفته به احساس غریبی در خود نسبت به باران رسیده و دل باخته او شده است، سعی میکند تا به هر ترتیب ممکن از او حمایت کند و در تعقیب او، با خانواده باران و مشکلات آنها آشنا می شود و تمامی هم خود را برای رفع معضلات باران و خانوادهاش به کار میگیرد. به هر تدبیر، از معمار پول گرفته و سپس شناسنامه خود را فروخته و یول ها را برای باران و خانواده اش میبرد. امّا نهایتاً، باران همراه با خانواده اش ایران را به قصد افغانستان ترک میکند و تنها اثری که از باران برای لطیف می ماند. جای پاهای اوست که آن هم با بارش
باران، آهسته آهسته از بین میرود...