Get notified when the subtitle is added to this movie

Request Subtitle

Thank you

You'll receive an email when the subtitle is added to this movie

Become a Free Member

Please Type Valid Email
Become a Free Member
Do you need subtitles to watch Iranian Movies? Yes No
Watch 1000s of FREE
Iranian Movies
Create your own
Watch later list

Bad Kids - Bachehaye Bad - بچه های بد

Bad Kids - Bachehaye Bad - بچه های بد

Subtitles: English, Arabic, German and +20 more languages

Bad Kids - Bachehaye Bad - بچه های بد

When best friends Reza and Siavash pick up a mysterious, deadly young woman on the north road out of the city, they cannot hope to comprehend the chilling events that are to follow them on their journey. Caught up in a strange calamitous world, one preceded by a terrible accident in the past, the friends find themselves alone in the forest with their enigmatic passenger and the heart of a perplexing mystery in this gripping, twisting drama.

Reza who drives a taxi for a living, picks up Siavash who is a friend of him from childhood. After talking about the past for a while, they decide to go on a picnic for the sake of the good old days. Along their way, they pick up a girl named Roya who they know nothing about. Roya has run away from her house after a fierce fight with her family and murdering somebody. They try to flirt with Roya but she acts so cold that they are both disappointed.
They go to a villa near the sea which belongs to one of Siavash's relatives. Roya tries to commit suicide and takes a lot of pills at once which put her to sleep. A sleep so deep that the boys think that she's dead and decide to bury her somewhere in the yard. They eventually find out that she's alive and take her to a hospital. Reza introduces himself as Roya's brother. When Roya wakes up she runs away from the hospital. Reza and Siavash start heading back to the villa, but they meet Roya on the road again and this time she tells them her life story. The tiredness of the day and the sorrowful story that Roya has told them puts them to sleep, but when they get up, there is no sign of Roya.

رضا که برای گذران زندگی مسافرکشی می کند، یک روز،سیاوش دوست و همکلاس دبیرستانش را سوار می کند، بعد از مدتی که خاطرات نوجوانی را مرور می کنند، به یاد آن روزها تصمیم می گیرند تا برای تفریح به شمال بروند. در جاده چالوس دختری (رویا) را سوار اتومبیل خود میکنند که هیچ از او نمیدانند. رویا پس از یک مشاجره خونین خانوادگی و ارتکاب قتل، از خانه گریخته است، آن دو تلاش می کنند تا با رویا دوست شوند، امّا رفتار سرد دختر که موهایش را هم از ته تراشیده، آن دو را عصبی و ناامید میکند. آنها به ویلایی خالی که متعلق به یکی از اقوام سیاوش است می روند، رویا، دور از چشم پسرها، به قصد خودکشی، تعداد زیادی قرص می خورد و آنچنان به خواب عمیقی فرو می رود که پسرها تصور می کنند او مرده است، پس تصمیم به دفن او در گوشه ای از ویلا میگیرند، اما وقتی می خواهند تصمیم خود را عملی کنند متوجه می شوند که او زنده است، پس او را به بیمارستان می رسانند و رضا خود را برادر دختر معرفی میکند. اما در بیمارستان، رویا زمانی که به هوش می آید، از بیمارستان فرار میکند. رضا و سیاوش هم پس از فرار رویا، با تمهیدی بیمارستان را ترک میکنند اما بار دیگر رویا را در جاده می بینند. این بار، رویا واقعیت زندگی خود را برای رضا و سیاوش میگوید، خستگی ماجراهای آن روز، نقل رویدادهای تلخ و ناگوار زندگی رویا چنان دو جوان را خسته و مکدر و افسرده میکند که در ویلا در فاصله کوتاهی به خواب می روند اما فردای آن روز وقتی از خواب بیدار می شوند اثری از رویا نمی بینند.