عباس مصدق به عنوان بازیگر در برخی فیلمها مشارکت کرده است:
کاسبهای محل درباره آن است که: كاسب ها زندگي آرام و خوشي دارند تا اينكه «نجار» با دختری آشنا می شود. به دنبال نجار كفاش و تره بار فروش محل نيز گرفتار عشق می شوند. اشكال كاسب ها اينست كه دختران مورد علاقه شان از خانواده های پولداری هستند و امكان ازدواج آن ها با دخترها ميسر نيست. سرانجام سه كاسب با ياری دوستانشان اين مشكل را برطرف می كنند. در این فیلم عباس مصدق با احمد قدکچیان, روبیک منصوری, کتایون امیر ابراهیمی, غلامحسین بهمنیار, عباس مهرد
...ادیان, ماشین چیان, جعفر پورهاشمی, ایرج رستمی, همایون, ایران قادری, منصور سپهرنیا, عباس دستمالچی, عباس تبریزی, نصرت الله منتخب, صابر آتشین همکاری کرده است.
شیر مرد درباره آن است که: دو لوطی «عباس» و «ابرام»، دوستی صادقانه دیرینه ای با یکدیگر دارند. «اصغر» که آن دو را سدی جهت باج خوریش می بیند، هرچند یکبار، توطئه ای می چیند ولی همواره با شکست روبرو می شود. عباس و ابرام هردو شیفته ی خواننده ی تازه وارد کاباره ای می شوند که پاتوق آنهاست. اصغر از این موقعیت، بیشترین سود را برای آشوب و اخلال در روابط دوستانه ی عباس و ابرام می برد و گرچه در وهله ی نخست تدابیرش به نتیجه می رسد و بین دو دوست شکرآب می شود، اما سرانجام دو لوطی به خود آمده و این اصغر است که در نهایت بیشترین زیان را می بیند. در این فیلم عباس مصدق با یدی, رضا هوشمند, حسین خواجه امیری, اکبر هاشمی, جعفر پورهاشمی, همایون, ثریا بکیاسا, ناصر رفعت, پریا, ابراهیم باقری, رضا حسینعلی, شیفته شفایی, اسکندر مینایی, وارطان چاپاریان همکاری کرده است.
مادر فداکار درباره آن است که: پرویز همراه همسرش شهین و دخترش نسرین و مادرش از قزوین به دنبال کار مناسب تر راهی تهران می شوند، و در آن جا با اعضای یک گروه فیلمبرداری آشنا می شوند که بازیگرشان عباس هم ولایتی آن ها است. عباس از آن ها دعوت می کند که از «استودیو عصر طلائی» بازدید کنند، و کنی، مدیر تهیه استودیو، قسمت های مختلف استودیو را به آن ها نشان می دهد. شهین به بیماری قلبی دچار مشکل روحی شده تصادف می کند و مصدوم می شود. این بار شهین برای تهیه ی مخارج عمل جراحی شوهرش با پیشنهاد عباس به عنوان بازیگر در «استودیو عصر طلائی» مشغول کار می شود، و پرویز که با شغل همسرش مخالف است او را طرد می کند. شهین به واسطه ی عباس پول عمل را برای شوهرش می فرستد. پس از بهبودی حال پرویز نسرین از دوری مادرش به بستر بیماری می افتد و پزشک معالج برای درمان او بازگشت مادرش را تجویز می کند. عباس با شرح فداکاری های شهین، پرویز را قانع می کند که به بازگشت او به خانه رضایت بدهد در این فیلم عباس مصدق با جلال مقدم, ولیالله خاکدان, عزیزالله کردوانی, نصرت الله کنی, داریوش عزیزی, گرگین گریگوریان, منصور والا مقام, جعفر پورهاشمی, صنعان کیانی, شهین, مینو شفیع, مهدی امیر قاسم خانی, پرخیده, ابراهیم باقری, شعبان شهری, محمد کامکار, علی عاطف خرم همکاری کرده است.
مرد میدان درباره آن است که: جعفر در مقام متهم در دادگاه از خود دفاع می کند و می گوید با مادرش زندگی آرامی داشته، اما عده ای اوباش او را به قمار کشانده و هست و نیستش را به باد داده اند. پس از آن او برای جبران آنچه از دست داده با ماشین شوئی و کار در تعمیرگاه دوباره وضع خود را سامان می دهد و روزی که دوستان نابابش بار دیگر او را به کاباره می کشانند و پول های جوان ساده ای به نام احمد را از چنگش درمی آورند جعفر مداخله می کند و نمی گذارد که احمد را مثل او به افلاس و نیستی بکشانند. سپس جعفر زنی را از دست چند مرد مزاحم می رهاند و درمی یابد که او همسر احمد است که از شیراز در جستجوی شوهرش به تهران آمده است. احمد در تعمیرگاه جعفر مشغول کار می شود و پس از مدتی جعفر، چون قصد سفر دارد، تعمیرگاه را به احمد می سپارد. مهران از طریق زنی احمد را اغوا می کند تا اموال جعفر را به تاراج ببرند. وقتی آنها نقشه ی خود را عملی کرده اند جعفر بازمی گردد و سعی می کند احمد را از راه خلافی که رفته باز دارد. در درگیری میان جعفر و مهران و افرادش زن با گلوله ی مهران کشته می شود و پلیس سر می رسد. جعفر پس از ادای این توضیحات تبرئه می شود، و سرانجام احمد و همسرش به زادگاهشان بازمی گردند. در این فیلم عباس مصدق با عباس مهردادیان, نظام فاطمي, عزیزالله رفیعی, سیما, سردار ساگر, فریدون بدیعیان, شبنم جهانگیری, شرایلی, شعبان شهری, نرگس, غیاث, عباس دماوندی, مسعودی, ناصر لالهزاری همکاری کرده است.
دست تقدیر درباره آن است که: دست تقدیر فیلمی به کارگردانی و نویسندگی گرجی عبادیا ساختهٔ سال ۱۳۳۸ است. در این فیلم عباس مصدق با حمیده خیر آبادی, جمشید مهرداد, هوشنگ بهشتی, هوشنگ سارنگ, مهین دیهیم, قدرت الله احسانی, علی زندی, عزت حسنعلی, گرجی عبادیا, بزرگ لشگری, نیکو, محمد خواجویها همکاری کرده است.
آتشپاره تهران درباره آن است که: دختری که در کاباره ای کار می کند شیفته ی خواننده ی جوان کاباره است، اما کاباره دار به دختر توجه دارد و نقشه هایی برای تصاحب او در سرش می پروراند. دوستان خواننده با تدابیری کاباره دار را گوشمالی می دهند و سرانجام وسایل ازدواج خواننده ی جوان و دختر را فراهم می کنند. در این فیلم عباس مصدق با هوشنگ سارنگ, غلامحسین بهمنیار, حیدر صارمی, فرانک میر قهاری, غلامعلی روانبخش, جواد تقدسی, ناصر رفعت, ملوک آغوز, پوران, عطاالله خرم, فرج الله نسیمیان, رشید مرادی, شعبان نسیمیان, ناجی عقراوی همکاری کرده است.
دوستان یک رنگ درباره آن است که: چهار دوست مشترکاً پانسیونی تأسیس کرده و هر کدام به نوبت گارسون، آشپز، دربان و رئیس می شوند. روزی که «علی» رئیس شده، مسافرینی وارد پانسیون می شوند که در میانشان دختر زیبایی هست، علی به او دل می بازد و روز بعد که دربان می شود، این مسأله سوء تفاهمی ایجاد می کند. سرانجام مشکلات رفع می شود و ازدواج آن دو سر می گیرد. در این فیلم عباس مصدق با احمد قدکچیان, عباس شباویز, شهین, حیدر صارمی, محمد عبدی, جواد تقدسی, منوچهر طایفه, مهدی امیر قاسم خانی, پرخیده, مهوش, علی تابش, نیکتاج صبری, رضا مانی, علی اصغر برنجی, شاهوردی, عزت حسنعلی همکاری کرده است.
سایر فیلم ها عبارتند از:
دشمن زن, روزنه امید, نقل علی, جاهلها و ژیگولها, افسانه دهکده, بیژن و منیژه, فرزند گمراه, ورپریده, بهلول, اول هیکل, قاصد بهشت, کمربند زرین, بی ستاره ها, دختری فریاد میکشد, علی واکسی, دختران با معرفت, جاهل محل, فردای باشکوه, ول معطلی, قزل ارسلان, ظالم بلا, بازگشت به زندگی, خورشید می درخشد, عروس دجله
بیشتر